اردكانى / ذوالفقارى / تركى / مهدى روزبهانى / اكبر روزبهانى
90
مرورى بر تاريخ و مبانى طب سنتى اسلام و ايران ( فارسى )
مقدار غذا بر مبناى عادت و نيرومندى غذاخورنده است . شخص تندرست بايد آنقدر بخورد كه احساس سنگينى نكند ، اشتهايش بند نيايد و به بىخوابى دچار نشود . كسى كه نمىتواند غذاى مورد احتياج خود را در يك وعده هضم كند ، بايد دفعات غذا خوردن را افزايش و مقدار غذا را كاهش دهد . اگر بر اثر غذا نبض به درشتى بزند و نفس كوتاه بيرون آيد ، بايد دانست كه غذا از حد اعتدال پا را فراتر نهاده است . زيرا اگر معده بيشتر از حالت لازم انباشته شود ، مزاحم حجاب حاجز « 1 » مىشود و درنتيجه تنفس كوتاه و پىدرپى مىآيد . بر اثر اين بىنظمى تنفس ، نياز قلب به نبض بيشتر مىشود و از آنجا نبض درشت مىزند و نيرو كاهش مىيابد . خو گرفتن به نوع غذا اهميت دارد . همچنين هر سرزمينى ويژگىهايى از طبائع و مزاجها را دارد كه خارج از دستور مقياس تعيين شده است . شايد غذايى كه به آن عادت شده است و تا اندازهاى زيانهايى هم در بر دارد ، بيشتر از غذاى ناشناخته مفيد باشد . براى هر جسمى و هر مزاجى غذاى ويژه ، غذاى ملايم است و اگر آن را تغيير دهيم ، فرد دچار زيان مىشود . برخى از خوراكهاى خوب و مطلوب براى برخى از مردم مناسب نيستند و بايد از آن دورى جويند . بهترين نوع غذاهاى مطلوب ، غذايى است كه شخص از خوردن آن بسيار لذّت مىبرد . زيرا لذّتبخشى خوراك بدين معنى است كه معده آن را به خوبى در بر گرفته است و نيروى گيرنده آن را به خوبى پذيرفته است . ليكن
--> ( 1 ) - Diaphragm